محمد پارسامحمد پارسا، تا این لحظه 4 سال و 9 ماه و 6 روز سن دارد
زندگی مامانی وباباییزندگی مامانی وبابایی، تا این لحظه 7 سال و 8 ماه و 5 روز سن دارد

خاطرات قند عسل مامان و بابا

دوست جونا نظر يادتون نره قلب

پیشرفت های پارسای مامان توی راه رفتن

گل پسرم سلام معذرت که دیر به دیر وبتو اپ میکنم  ... نفس مامان تقریبا سه هفته پیش سینه خیز رو کامل کردو و تقریبا از هفته پیش شروع کرده به چهار دست و پا رفتن .روزای اول خیلی خنده دار راه میرفتی و خیلی زود خسته میشدی .هنوز نمیدونستی کدوم پاتو اول بزاری و گاهی قاطی میکردی خخخ بعدشم که ماهر شدیو دیگه کل خونه رو میگردی برای خودت . دو سه روزی هم میشه که از پله بالا میری . فدات بشم من . تا میرم توی اشپزخونه فورا دنبالم راه میفتی و از پله میای بالا و تو اشپزخونه میچرخی و از این جای جدید لذت میبری همیشه هم که اویزون منی و وقتایی که بابا میاد خونه از بابا کمک میگیری و خودتو میکشی بالا و سرپا وامیسی . از مبل هم میگیری و سرپا وامیسی ب...
2 اسفند 1393

بدون عنوان

امروز دومین دندون پسملی هم نیش زد از پیشرفتای پسر مامان بگم خزیدنو شروع کردی امروز خودتو رسوندی به میز تلویزیون کلی ذوق کردم مثه فرفره دور خودت میچرخی مامان فدات بشه عاشق شست پا شدی یا شست پای خودت تو دهنته یا دنبال شست پای منی قطره اهنو با موز بهت میدم ... عاشق موزی اما حیف که دندونت هنوز درنیومده داره سیاه میشه   ...
13 بهمن 1393

بدون عنوان

یادم رفت بگم از بس که همه از موهات ایراد میگرفتنو تلاش داشتن موهاتو تو این سرما از ته بتراشن خودم دست به کار شدمو برای بار اول موهاتو مرتب کردم خخخخخ فعلن موفق شدیم کسی کار به کار موهات نداشته باشه    گفته بودم عاشق تماشای تلویزیون شدی ؟؟اونم ار نوع حرفه ایش در هر حالتی باشی باید برگردی سمت تلویزیون و برنامه مورد علاقتو ببینی   برای اولین بار هم توی یه جمع غریبی کردی مامان فدات بشه . زل زده بودی تو چشم مهمونمون و چند دقیقه بعدش شروع کردی به گریه . مهمونمون یه پسر کوچولو همسن خودت داره . کمی جیغ زد و باز هم شما ترسیدی و گریه کردی !با اینکه دفعه های قبل خوشحال بودیو باهم بازی میکردین جدیدن هم وقتایی که ب...
26 آذر 1393

بعد از مدتها ...

پسر گلم سلام خیلی وقته واست پست نزاشتم شرمندتم مامان جونی حالش خوب نیستو منم دلم اونجاس . حیف که نمیشه بریم پیششون جونم واست بگه که یه مدتیه غذای کمکی رو واست شروع کردم از فرنی و لعاب برنجو کمی بعدش هم سوپ تازه یه بار هم قورمه سبزی خوردی اونم با ولع تمام مامان قربونت بره روز اربعین شما شش ماهت تموم شد از قبلش تصمیم داشتم واست یه جشن کوچیک بگیرم اما خب چون افتاد تو محرمو و اونم روز اربعین تصمیم بر اون شد انشالله تولد یک سالگیت جبران کنم دیگه واست بگم که ... زمین واست میخ داره انگاری در اولین فرصت تا کسی نزدیکت میشه و دستی به سمتت دراز میشه سرتو بالا میاری و تلاش میکنی که خودتو بلند کنی از رو زمین و وقتی هم که بلندت م...
26 آذر 1393

عکسای پسملی

با کلی تاخیر یه عکس که تو مراسم شیرخوارگان حسینی ازت گرفته بودیمو با سه تا عکس که همین هفته ازت گرفتمو گذاشتم پسر شیطون ما بازی با اسباب بازیا دیگه کمشه به بازی با بالشت روی آورده آآآآآآآآآآی ذوق داره تو روروئکش ! تازه راهش هم میبره که مامانش مجبوره چهار طرفشو بالشت بزاره اما چون خرابکاریاش اون تو که میشینه زیاده مامان خیلی رغبت نداره که بزارتش تو روروئک   پسر گلم عاشقتم   ...
29 آبان 1393

پیشرفت های پارسای مامان

گل پسرم سلام نمیدونم چه حکمتیه تا میام وبلاگتو بروز کنم شما غر میزنی ! مثل همین الان یه نگاه به صفحه مانیتور میندازی برمیگردی سمت تلویزیون و باز غر ! حسابی پیشرفت کردی گنجشککم به بعضی تبلیغات تلویزیون علاقه داری و وقتی شروع میشه درحال انجام هرکاری هم که باشی حتی شیر خوردن برمیگردیو نگاه میکنی و ذوق میکنیو میگی هوووووو مامان فدات بشه کلاغ پر به روش مامانو خیلی دوست داری قلقلکی نیستی و باید کلی قلقلکت بدیم تا شاید خندت بگیره و صدای خنده نازتو بشنویم تا از کنارت پامیشم تا به کارام برسم یا حواسم بهت نباشه شروع میکنی به غر زدن اسباب بازیاتو دستت میگیری و باهاشون بازی میکنی لثه هاتم که حسابی اذیتت میکنه و بعضی وقتا ب...
21 آبان 1393